۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

بدون عنوان!

 

چهره‌ی تو در خاطرم گاهی مخدوش می‌شود؛ و مرا به جای دیگری می‌برد که نباید!

۱۵ نظر:

  1. اين يكي كمي گس بود مونترا

    پاسخحذف
  2. خوبه كه مي نويسي ... خوبه ...

    پاسخحذف
  3. از خوندن نوشته های راز گونه و سمبلیک لذت میبرم.این که باید چندین بار بخونمشون و برای هر کدوم از جمله هاش احتمالاتی رو در نظر بگیرم رو دوست دارم.
    این نوشته هم یه همچین چیزی بود-حداقل برای من-. خلاصه اینکه پشت هر جمله اش برای خودم به یه سری معانی رسیدم که البته شاید به هیج وجه مد نظر خود نویسنده هم نبوده ولی کیه که بتونه لذت بخش بودن همین احساس درک به وجود اومده برای خواننده رو انکار کنه.

    پاسخحذف
  4. چقدر این نوشته ات عالی بود دختر .
    این همه احساس که ریختی وسط این کلمات ، این همه تشبیه و استعاره که مخفی کردی لای احساست و این همه فکر و هوشمندی که بکار بردی برای این همه تشبیه و استعاره ... فوق العاده است ...

    مرسی که ما رو مهمون این نوشته کردی ... مرسی عزیزم ...

    پاسخحذف
  5. نظر:من با خوابهاي گرسنه شديدا همذات پنداري داشتم =))
    خبر:به لطف دوستان كيبورد درست شد.
    يادآوري:عكس هاي توچال رو از تارا بگير.
    درخواست:بابت اون كتابها از طرف من دوباره تشكر كن.

    پاسخحذف
  6. چه پست بي نظيري !
    بيشتر به خاطر تيترش البته !
    خوب به هر حال اسم وبلاگ منم هست موقتن ...;)
    اومدم و خوندمش . ممنون :)

    پاسخحذف
  7. hese khubi daram nesbat be in neveshte.
    ccommente sadegh ham khoshhalam kard.

    پاسخحذف
  8. بي عنوان منو ياد جزوه هايي ميندازه كه به اون بيچاره ها ميدادي و توش از مثلث كروي متساوي الساقين داشت تا فرمها و فضاهي ايزومتريك D:
    حواست باشه به اون چهره مظلوم. گناه داره تو ذهنت مخدوش بشه حيوونكي

    پاسخحذف
  9. درک احساسات غنی شده که از ما بر نمی آید که ما اصلات سانتریفیوژمان خوب کار نمیکند فقط آمدیم که بگوییم آمده ایم
    و توروخدا یه کم فونتت رو درشت تر کن!
    (آیکون چشم درد)

    پاسخحذف
  10. مثل انشا بود اما پيچ درپيچ و مبهم
    خدا كنه مخاطب خاص موضوع رو گرفته باشه (اگر مخاطب خاص داره)
    جالبه ك ي ا ساعت پنج و نيم بعدازظهر با خواب و گرسنگي همذات پنداري داشته!!!!

    پاسخحذف
  11. عالی بود.عالی.آفرین.

    پاسخحذف
  12. با سلام

    ژرف اندیشی همیشه در پست های شما به چشم می آید...

    با به به و چهچه آدم کمتر رشد میکنه...

    اماچیزی که در این متن دیدم نوعی کاهندگی و کلافه

    گویی در مقابل خواهندگی همیشگی شما بودش...

    با امید رشدهای مداوم در خرد افروزی های هر روزه

    پاسخحذف
  13. سلام،
    منظور شما را از "كاهندگي و كلافه گويي در مقابل خواهندگي هميشه" متوجه نشدم!

    پاسخحذف
  14. متن زیبایی بود . اما نوشته های وبلاگت خیلی ریز هستند. اگر ممکن است قالب وبلاگت را یا لااقل فونت حروفش را تعییر بده تا پیرمردهایی مثل من بتوانند نوشته های قشنگ را راحت بخوانند . لینک وبلاگت را هم درروزنامه نگار آزاد گذاشتم ، قربتا" الی الله! ء

    پاسخحذف