۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

باید می رفتم جهنم!

کتاب The Narrative Reader هنوز تموم نشده، ولی احساس می کنم یه کم زمان لازمه تا مطالب قسمت اولش برام جا بیفته. به این خاطر تصمیم گرفتم یه مدت بذارمش کنار و یه چیز دیگه رو شروع کنم. رفتم سراغ کتابای دادشم. The Age Of Belief رو دیدم، یه نگاهی بهش انداختم. همین طور که ورق می زدم به این اسما برخوردم: سنت اگوستین، بوئتیوس، سنت انسلم، ویلیام اسکانس و بقیه. خلاصه قرون وسطا و این حرفا! این شد که بی خیال مقاله های نخونده ی تلمبار شده و امتحانای در راه شدم و کتابو برداشتم. البته از آدمی مثل من که تو برخورد با مسائل این جوری آستانه ی تحریک کنجکاویش از پایینم پایین تره ، انتظار دیگه ای نمی شه داشت.
نویسنده یه جایی از قول سنت آگوستین گفته که فضیلت همون نظم دادن به عشقه! معتقده اندیشه ی رایج در قرون وسطا در راستای نظم دادن به دانش بشر تو یه دستگاه بزرگ تره. دستگاهی که محرکش عشق بوده و به قول دانته عامل حرکت خورشید و ستارگان. ظاهرن دانشمندای اون دوره سعی می کردن این نظمو تو همه چیز اعمال کنن و علومی مثل فیزیک، شیمی، هیئت و حتا روانشناسی به شدت متاثر از چنین نظریه ای بودن! کلیساهای گوتیک رو نماد حکمت الاهی، تاریخ و وحی می دونستن و نگاره های نمادین رواق های کلیساهای ولز و شارتر، تزیینات نسخه های خطی تقارن و مراعات النظیر به کار رفته در جمله ها و ساختارهای دانته و سنت توماس رو از نشونه های بارز همین نظم. نظم و تقارن رو با خوبی و نیکی برابر می دونستن و معتقد بودن تنها با وجود چنین نظمیه که می تونن با سربلندی به سوی خدای خودشون پرواز کنن!
نتیجه ی خوندن این کتاب چیزی نبود جز لبخند غیرارادی کم رنگی که به خاطر تجربه نکردن اون دوره روی لبم نقش بست!!! قطعن آدم دکانستراکشنیستی مثل منو مثله می کردن و به جهنم می فرستادن.

پ. ن:
الف- کتابیو که گفتم Anne Fremantleنوشته.
ب- تا تموم نشدن مقاله های مذکور به کتابخونه ی داداش جونم و کتابایی که خوندنشون تهی از هرگونه اجر دنیوی اخروی و البته نمروی ست، مراجعه نمی کنم.

۵ نظر:

  1. از دست این قرون وسطی! گذشته از مطالب جالبی که میشه در موردش خوند و یاد گرفت، اسم قرون وسطی بیشتر برام یادآور مطالبیه که بعد از خوندنشون مو به تنم سیخ شده.
    ولی انگاری هر جامعه ای برای رسیدن به رشد و تعالی باید یه قرون وسطی به سبک خودش رو بگذرونه. یک دوست فهیمی میگفت: جوامعی مثل ایران یا مصر یا عراق یا هند و کلا این جوامع کهن سال که دوران جنگ و خونریزیشان را پشت سر گذاشته اند، و اکنون به جوامعی مهربان و نرمخو صلح جو بدل شده اند، اگر از نعمت آزادی بهره مند باشند و از برکت آن آزادی به پیشرفت های علمی و فنی هم دست یابند، با سرعت و عقلانیتی باور نکرنی قادر به رهبری مردمان خود و حتی بشریت به سوی سعادت خواهند بودو...
    فرمایشات دیگری هم داشتند ایشون در ادامه ولی زیادی طولانی شد.

    پاسخحذف
  2. با دوست امیر موافقم اما واقعیت تلخ این هست که پس از این همه کشت و کشتار جامعه ما هنوز دارک ایج رو پشت سر نگذاشته

    پاسخحذف
  3. من كتابي دارم به اسم تفتيش عقايد.اگر بخوني مو به تنت راست ميشه عزيزم.فكرشو بكن در عرض يك روز 5 هزار نفر رو در اسپانيا به جرم جادوگري و كفر ميسوزونن.

    راستي عزيزم پيشنهاد ميكنم اعترافات سنت اگوستين رو بخون.بينظيره.

    پاسخحذف
  4. این نظر توسط سرپرست وبلاگ حذف شده است.

    پاسخحذف
  5. سلام این کتاب آن فرمانتل و تمام مجموعه اش قبل از انقلاب ترجمه شده است و امیرکبیر منتشر کرده است. هر قرن یک نام دارد: عصر خرد، عصر ایمان، عصر آزادی و ...

    پاسخحذف